سدره و طوبی

«سدره و طوبی»

ترمزبریده را به تماشا چه حاجت است!

تا کوه و درّه هست به صحرا چه حاجت است!

بشکن جدار شیشه‌ئی و پرت کن خودت

با ترمز بریده، تقلاّ چه حاجت است

مام وطن به درد تو کی می‌خورد، عزیز!

بی یار و دوست مانده به بابا چه حاجت است!

مهر خروج، زود به پاسپورت می‌زنند

پرواز کن به عمق به بالا چه حاجت است

بر دار جان خویش و سلامت برو پسر!

آن‌جا به‌ دست‌بوسی و ویزا چه حاجت است

یک شیر پاک خورده نگفته خرت به چند

ترس از نکیر و منکر و عقبا چه حاجت است

این‌جا تمام عمر به ذلت گذشت و رفت

نقدی نبود، نسیه به آن‌جا چه حاجت است

یک ور نشین به خر، که توانی گریختن

نانی به سفره نیست، به حلوا چه حاجت است

آن‌جا  که سود خویش نبینی نمان، برو

دکان که تخته گشت به سودا چه حاجت است

چون روز رفتن‌ات برسد سالمی و یا بیمار

برگشته بخت را به مداوا چه حاجت است

یک شاخ سبز دید اجل، می‌کند زبیخ

ما را فریب سدره و طوبا چه حاجت است

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: